شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
15
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
بنىّ اجتهد فى اقتناء « 1 » العلوم * تفز « 2 » باجتناء ثمار المنى الم تر فى رقعة بيدقا * اذا جدّ في سيره فرزنا * 54 و عادت معهود و رسم مالوف چنان است كه جانب خردمندان در منزل زاد و بود بر مصداق المندل الرّطب في اوطانه حطب * 55 ، رعايت كمتر پذيرد و محل و منزلت ارباب دانش در مولد و منشأ خويش بواجبى دانسته نيايد كه گفتهاند : المرء ليس به بالغ في ارضه * كالصّقر ليس بصائد « 3 » في وكره * 56 كى شود مايه نشاط و سرور * هم در انگور خوشهء انگور نخست ندب ادب * 57 بر نطع قطع مفاوز و مفازات باختن و سالها درس تهذيب نفس در حط « 4 » * 58 و ترحال و نزول و ارتحال [ بر « 5 » ساحت هامون و جبال ] ملكه كردن ، از مدارج سفلى به معارج علوى رسيدن است و از مكامن ارضى به اماكن سماوى پيوستن ، الا و انّ الرّفعة فى اطيط الرّاحل لا فى غطيط النّائم و صلوة القاعد على النّصف من صلوة القائم * 59 . خويشتن را در محافل افاضل عرض كن و به مشاطه كلك سحّار كه نگاربند عروس سخن است چند فصل بر اصل * 60 بنويس [ تا « 6 » به حكم آنكه گفتهاند فضل و هنر ، ضايع است تا ننمايند * عود بر آتش نهند و مشك بسايند ] تا غور معرفت تو در شرح غوامض الفاظ * 61 بشناسند و اندازهء مايه تو در مضمار مضايق گفتار بدانند كه هررقعه از نتايج طبعت در حساب دبيران وقت ، كتابى است و هر نامه از نسايج قلمت * 62 ، نقشبندان كارخانه فكرت را كارنامه ، چون طفل سخن را از گهواره بيان بر نى پارهء * 63 بنان سوار كنى ، آب از جريان و مرغ از طيران بازدارى و قصب السبق * 64 براعت و بلاغت از فضلا بربايى و هنگام آنكه محصنات ابكار از حجاب ضمير بحجال سواد و بياض جلوه دهى ، نداى حقّ له ان يكتب بالتّبر على
--> ( 1 ) - ب و ج : فى الاقتناء ( 2 ) - اساس : وفز ( 3 ) - ب : بضاعد ( 4 ) - ب : خط ( 5 ) - اساس : ندارد . ( 6 ) - اساس : ندارد